آموزش روش ها، تکنیک ها - چالش ها - ایده ها

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • روش‌های نوین و موثر برای کسب درآمد بدون نیاز به سرمایه‌گذاری
  • راه‌های کسب درآمد خانگی بدون نیاز به سرمایه اولیه
  • راه‌های متنوع کسب درآمد در شرایط مختلف مالی
  • راه‌اندازی کسب‌وکار خانگی با سرمایه کم: نکات مهم
  • راهکارهای کاربردی کسب درآمد بدون سرمایه اولیه
  • راهکارهای سریع و عملی برای کسب درآمد بدون سرمایه
  • راهنمای کامل کسب درآمد آنلاین با ایده‌های نوین و جذاب
  • ⛔ هشدار!  ضرر حتمی برای رعایت نکردن این نکته ها درباره آرایش برای دختران
  • توصیه های ارزشمند درباره میکاپ که حتما باید بدانید
  • هشدار : ترفندهایی که برای آرایش باید به آنها دقت کرد
طرح های تحقیقاتی و پایان نامه ها – بند ۶ ماده ۹۷۶ قانون مدنی که مقرر می دارد: « هر زن تبعه خارجی که شوهر ایرانی اختیار کند – 1
ارسال شده در 30 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

از طرف دیگر قانون‌گذار در بند ۵ ماده ۹۷۶ قانون مدنی در بیان موارد تابعیت مبداء بوده و قبلاً گفتیم تابعیت مبداء بدین معنا است که شخص از ابتدای تولد دارای تابعیت ایرانی است در حالی که در این جا تابعیت شخص در مدت ۱۹ سالی که از زمان تولد شخص تا یک سال پس از رسیدن به سن ۱۸ سال تمام است، از نظر قانون ایران اصلاً مشخص نیست. اما او را از ابتدای تولد ایرانی می‌دانیم، در حالی که شرط ایرانی بودن او را موکول به ۱۹ سال بعد می‌کنیم.[۱۳۰]

نکته ای که باید در این بند (۵ ماده ۹۷۶ قانون مدنی) توجه کنیم این است که هیچ گونه اشاره ای به تابعیت مادر نشده است، ایرانی بودن یا نبودن مادر تأثیری در تابعیت فرزند ندارد. در واقع اگر مادر خارجی باشد و در ایران متولد شده باشد، حکم بند قبلی ماده مذکور جاری خواهد بود و دیگر احتیاجی به اقامت ۱۸ سالگی برای طفل نیست. اما اگر مادر ایرانی باشد، ولی در ایران متولد نشده باشد، طفل او ایرانی محسوب نمی شود، مگر اینکه شرط اقامت مندرج در بند ۵ را دارا باشد که همان ایراد مذکور در بند ۴ ماده ۹۷۶ در این حالت نیز مصداق پیدا می‌کند. در هر حال ‌در مورد این بند نیز چون پدر شخص خارجی است و به احتمال قوی، کشور متبوع پدر، وی را تبعه خود می‌داند، هرگاه شخصی بخواهد پس از رسیدن به سن ۱۸ سال تمام به تابعیت پدر خود باقی بماند باید ظرف یک سال (یعنی بین ۱۸ تا ۱۹ سالگی) درخواست کتبی تقدیم وزارت امور خارجه نماید[۱۳۱] و تصدیق دولت متبوع پدرش را دایر ‌به این که او را تبعه خود خواهد شناخت ضمیمه نماید.

بند ۶ ماده ۹۷۶ قانون مدنی که مقرر می‌دارد: « هر زن تبعه خارجی که شوهر ایرانی اختیار کند که در مباحث قبلی همچنین در مبحث بعدی توضیح مفصل آن داده خواهد شد.

بند ۷- هر تبعه خارجی که تابعیت ایران را تحصیل کرده باشد این بند تابع شرایط عامه تحصیل تابعیت است که موضوع آن خارج از این مبحث است.

در خصوص تبصره ماده ۹۸۷ قانون مدنی اطفال متولد از نمایندگان سیاسی و کنسولی خارجه مشمول این ماده نخواهد بود. نظیر چنین استثنایی در قانون انگلیس نیز که به طور کلی روش خاک را اجرا می‌کند به چشم می‌خورد. این موضوع جزء امتیازات و معافیتهای است که قانونگذاران برای نمایندگان سیاسی و کنسولی قائل می‌شوند، تا بتوانند وظایف خود را به خوبی در کشورهای خارج انجام دهند. قانون‌گذار ایران چنین امتیازی را برای نمایندگان تجاری، نظامی و فرهنگی در نظر نگرفته است و آن ها فقط به موجب عهدنامه ممکن است از شمول این بند مستثنی شوند.

خلاصه مطالب:

حال باید از خود بپرسیم آیا این کودکان متولد از زنان ایرانی با تبعه بیگانه کودکانی بی تابعیت هستند و یا کودکانی با تابعیتی مضاعف که بر اثر بد حادثه از داشتن حتی یک تابعیت بنابر مشکلاتی عملاً محروم
مانده اند؟

از آنجا که مادران این کودکان ایرانی هستند آیا طبق قوانین تابعیت ایران این دسته از کودکان نیز می‌توانند ایرانی محسوب شوند یا خیر؟ ایران جزء آن دسته از کشورهایی است که تابعیت از طریق مادر بر طفل منتقل نمی گردد و خود این مسئله بحث های زیادی را در میان حقوق دانان به وجود آورده است و این مسئله می‌تواند یک نقص قانونی محسوب گردد. این نقص زمانی وضوح بیشتری می‌یابد که به بند ۴ ماده ۹۷۶ قانون مدنی توجه نماییم. در این ماده چنین آمده است «کسانی که در ایران از پدر و مادر خارجی که یکی از آن ها در ایران متولد شده به وجود آمده اند» همان طور که مشاهده می شود نبودن تفاوت بین پدر و مادر، تولد یکی از آن دو در ایران، شرط تحقق تابعیت ‌بر اساس روش خاک ‌در مورد طفل متولد از آن ها در ایران قرار داده شده است. [۱۳۲] از این رو اگر پدر خارجی در ایران متولد شده باشد و طفل نیز در ایران متولد شود طفل ایرانی است. همچنین اگر مادر خارجی در ایران متولد شده باشد و طفل نیز در ایران متولد شود در این صورت نیز طفل ایرانی محسوب می شود، ولی طفل متولد از یک پدر خارجی و مادر ایرانی که در ایران بدنیا آمده را ایرانی نمی دانیم در حالی که طفلی را که از مادر خارجی در ایران بدنیا آمده است، ایرانی
می‌دانیم. این علاوه بر غیرمنطقی بودن بسیار ناعادلانه و تبعیض آمیز است؛[۱۳۳] لازم است نسبت به بند ۴ ماده ۹۷۶ قانون مدنی تجدیدنظر شود. درباره تابعیت ایرانی کودکان متولد در ایران که پدرشان خارجی و مادرشان ایرانی و متولد ایران است، کوچک‌ترین تردید روانیست. زیرا به موجب بند ۴ ماده ۹۷۶ قانون مدنی کسانی که در ایران از پدر و مادر خارجی که یکی از آن ها در ایران متولد شده به وجود آمده اند ایرانی محسوب می شود. حال که طفل متولد در ایران از مادر خارجی متولد در ایران، ایرانی، محسوب می شود! آیا می توان طفل متولد از مادر ایرانی، متولد در ایران را خارجی دانست؟ از این جهت که علت مناط بیان حکم بند ۴ ماده ۹۷۶ قانون مدنی تولد یکی از ابوین در ایران است طفل نیز تبعه ایران محسوب می شود و قید خارجی بودن ابوین در بند ۴ قانون مذکور طبق نظر مشورتی که در این خصوص شده خصوصیتی ندارد و طفل فقط از جهت تولد یکی از ابوین در ایران، تبعه ایران است نه خارجی بودن آن ها. ‌بنابرین‏ مادر ایرانی متولد در ایران علاوه بر مشمول مناط حکم، تابعیت ایرانی را نیز دارد و بنابر قیاس اولویت و تنقیح مناط حکم بند ۴ طفل متولد از او (مادر ایرانی) ایرانی است. اما درباره طفلی که مادر ایرانی او در خارج از کشور متولد شده مناط مذکور در ماده ۴ صادق نیست و چون وضع طفل با سایر شقوق ماده ۹۷۶ قانون مدنی تطبیق نمی کند تبعه ایران به شمار نمی رود.[۱۳۴] برخی از حقوق ‌دانان معتقدند با آنکه در اسلوب تابعیت ایران، تابعیت مادر در تابعیت فرزند مؤثر شناخته نشده، در این بند برای تولد مادر در ایران ارزش حقوقی شناخته شده است[۱۳۵] این ارزش به لحاظ نقش مادر در تربیت فرزند است و چون تولد مادر، مانند تولد پدر، در ایران به طور طبیعی سبب گرایش فرزند به تمدن و فرهنگ این سرزمین و آشنایی و علاقه ی وی نسبت ‌به این فرهنگ می‌گردد، قانون‌گذار آن را به انضمام شرط دیگر یعنی تولد خود شخص در ایران، برای تابعیت ایرانی او کافی دانسته است. ‌به این ترتیب، در این بند اگر تولد شخص در ایران در اعطای تابعیت به او مؤثر بوده تولد پدر یا مادر او هم در ایران در اعطای آن تأثیر داشته و سبب گردیده این تابعیت درباره ی او از هنگام تولد تحقق یابد، خاصه آنکه تولد پدر و مادر هم در ایران نشان می‌دهد که پدر و مادر یا یکی از آن دو نیز پیش از آن در ایران مقیم بوده اند که فرزند آن ها در این کشور بدنیا آمده است این مقدمات برای آنکه
دارنده ی این نوع تابعیت را بتوان از ابتدا دارای شرایط لازم برای بهره مند شدن از تابعیت ایران تلقی کرد به نظر قانون‌گذار کافی آمده است.

در آخر اینکه می توان با وحدت ملاک بند ۱ که کلیه ساکنین ایران را ایرانی می‌داند و همچنین بندهای ۳ و ۴و۵ ماده ۹۷۶ تولد در سرزمین ایران (سیستم خاک) تابعیت ایرانی چنین کودکانی را مسلم دانست.

نظر دهید »
پایان نامه آماده کارشناسی ارشد | ۲-۳-۱۳- نظریه گوردون آلپورت – 3
ارسال شده در 30 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

شلدون با توجه به درجه‌بندی صفات هر گروه، سه نوع طبیعت(مزاج) را شناسایی کرد: ویسروتونیا[۱۳۲] (راحت طلب، مردم آمیز و خوش‌اشتها)، سوماتوتونیا(ماجراجو، اهل ریسک و پرخاشگر) و سربروتونیا(محتاط، ترسو و درون‌گرا)(پروین و جان، ۱۳۸۹). نظریه شلدون مانند رویکرد بقراط، صفات یا خصوصیات شخصیت را عمدتاًً ثابت در نظر می‌گیرد. یعنی صرف‌نظر از شرایطی که در آن ها قرار داریم ثابت هستند و تغییر نمی‌کنند. برخی روان‌شناسان با این عقیده مخالف هستند که شخصیت از صفات مجزایی تشکیل شده است. آن ها در عوض معتقدند که اگر صفات فردی برای توضیح‌دادن شخصیت کافی بودند، در این صورت افراد در تمام موقعیت‌ها به طور ثابت رفتار‌می‌کردند(شولتز و شولتز، ۱۳۹۱).

اگر چه نظریه پردازان صفات ‌در مورد نحوه ایجاد صفاتی که شخصیت انسان را می‌سازد از یکدیگر متفاوتند، همه آن ها در این امر توافق دارند که صفات، عنصر اصلی شخصیت انسان را تشکیل می‌دهد. به علاوه، نظریه‌پردازان صفات توافق دارند که رفتار انسان و شخصیت وی را می‌توان در یک سلسله‌مراتب سازماندهی‌کرد(پروین و جان، ۱۳۸۹). شرکت کنندگان در این مجادله، گاهی ‌به این واقعیت توجه نمی‌کنند که نظریه‌پردازان جدید صفت، مخصوصاً گوردون آلپورت[۱۳۳] و ریموند کتل[۱۳۴] هرگز نگفتند که رفتار انسان در موقعیت‌های مختلف ثابت است. در واقع، هر دو نظریه‌پرداز تأثیر رویدادهای خاص و تأثیرات محیطی و اجتماعی را بر رفتار در نظر داشتند. ‌رویکردهای آن ها تعاملی بودند، یعنی روی این موضوع تأکید داشتند که رفتار حاصل تعامل بین متغیرهای شخصی و موقعیتی است(شولتز و شولتز، ۱۳۹۱).

۲-۳-۱۳- نظریه گوردون آلپورت

آلپورت بر این عقیده بود که صفات، واحدهای اصلی شخصیت‌اند. به اعتقاد او صفات واقعیت دارند و پایگاه آن ها در سیستم عصبی انسان است. این صفات، نشان‌دهنده آمادگی‌های کلی شخصیت انسان است و نظم در واکنش او در موقعیت‌های مختلف و در طول زمان را توجیه می‌کند. صفات را می‌توان با توجه به سه ویژگی تعریف کرد: فراوانی، شدت و فراگیر بودن آن در موقعیت‌های مختلف(پروین و جان، ۱۳۸۹). گوردون‌آلپورت به جای ناهشیار روی هشیار تمرکز کرد. او معتقد بود که شخصیت بیشتر توسط حال و آینده هدایت می‌شود نه به وسیله گذشته. او به جای افراد آشفته، افراد سالم را بررسی‌کرد. شخصیت ساختاری پویا درونِ فرد، متشکل از سیستم های روانی ـ جسمانی است که رفتار و افکار مشخصه‌ی او را تعیین‌می‌کنند. شخصیت حاصل وراثت و محیط بوده و از تجربیات کودکی جداست(شولتز و شولتز، ۱۳۹۱).

آلپورت(۱۹۳۷) در فرهنگ کامل صفات خود، بیش از ۴۵۰۰ صفت شخصیتی را بر می‌شمرد. او برای سامان دادن اصطلاحات مختلفی که برای توصیف شخصیت می‌شد به کار برد، صفات شخصیتی را به سه دسته اصلی تقسیم کرد(سانتراک، ۱۳۹۰). آلپورت بین صفات اصلی[۱۳۵]، صفات محوری[۱۳۶] و آمادگی‌های ثانویه[۱۳۷] تفاوت قائل می شد. به نظر او هر صفت اصلی، بیانگر یک آمادگی فراگیر و مشخص در زندگی فرد است و در واقع، هر عمل وی تحت تأثیر آن قرار دارد. تعداد معدودی از افراد دارای صفات اصلی هستند. صفات محوری (مانند درستی، مهربانی و جرئت) نشان‌دهنده آمادگی‌هایی است که دامنه فراگیر بودن آن ها از صفات اصلی نیز کمتر است و صفات ثانویه، نشان دهنده آمادگی‌هایی است که حداقل فراگیری، همسانی و قابلیت مشاهده را دارند. به عبارت دیگر، افراد داری صفاتی هستند که درجات مختلفی از اهمیت و فراگیری را دارند(پروین و جان، ۱۳۸۹).

صفات، آمادگی‌های باثبات و بادوام برای پاسخ‌دهی به صورت یکسان به محرک‌های متفاوت هستند. صفاتِ‌فردی[۱۳۸] (آمادگی‌های شخصی) منحصر‌‌به فرد هستند؛ صفات‌ِمشترک[۱۳۹] در تعدادی از افراد مشترک می‌باشند. عادت‌ها محدودتر از صفات هستند، آن ها نسبتاً انعطاف‌ناپذیرند و پاسخ خاصی را به محرکی خاص دربردارند. نگرش ها، هدف ها و اولویت‌های خاصی دارند و به نفع یا علیه چیزی هستند. آمادگی‌های بنیادی[۱۴۰] قدرتمند و فراگیرند؛ آمادگی‌های‌اصلی[۱۴۱] کمتر فراگیر هستند. آمادگی ‌های‌ثانوی[۱۴۲] کمتر از انواع دیگر صفات به صورت آشکار نمایان می‌شوند و کمتر ثبات دارند(شولتز و شولتز، ۱۳۹۱).

آلپورت با توضیح این که چرا فردی در همه‌ موقعیت‌ها به طرز خاصی رفتار نمی‌کند به اهمیت موقعیت‌ها اشاره دارد. او نوشت که: «صفات اغلب در یک موقعیت خاص و نه در هر موقعیت برانگیخته می‌شوند»(پروین و جان، ۱۳۸۹).

خود مختاری‌کارکردی[۱۴۳] یعنی، انگیزه در فرد بزرگسال بهنجار از لحاظ کارکردی با تجربیات گذشته‌ای که ابتدا در آن نمایان شده است ارتباط ندارد. دو سطح خودمختاری عبارتند از: خودمختاری‌کارکردی‌مستمر[۱۴۴] و خودمختاری‌کارکردی‌شخصی[۱۴۵]. سه اصل خودمختاری‌کارکردی‌شخصی؛ سازمان دادن سطح انرژی[۱۴۶]، مهارت و شایستگی[۱۴۷] و تنظیم کردن شخصی[۱۴۸] هستند(شولتز و شولتز، ۱۳۹۱).

آلپورت نه تنها به دلیل تأکید بر صفات، بلکه به دلیل تأکید بر مفهوم خودمختاری‌کنشی[۱۴۹] نیز شهرت یافته‌است. مفهوم خودمختاری‌کنشی این است که اگرچه انگیزه های یک انسان بزرگسال می‌تواند ریشه در انگیزه های تنش‌کاه دوران کودکی داشته باشد، ولی انسان بالغ، مستقل از این تلاش‌های تنش‌کاهِ دوران کودکی رشد می‌کند. کوشش‌های اولیه انسان در کاهش گرسنگی و اضطراب می‌تواند در مراحل بعد به منبع مستقلی از لذت و انگیزش تبدیل شود. همین‌طور، فعالیت‌های اولیه انسان برای زنده‌ماندن می‌تواند در مراحل بعد، لذت‌بخش شود و به صورت هدف درآید(پروین و جان، ۱۳۸۹).

نفس[۱۵۰] از کودکی تا نوجوانی طی هفت مرحله به وجودمی‌آید: خودِ جسمانی[۱۵۱]، هویت خود[۱۵۲]، عزت‌نفس[۱۵۳]، گسترش‌خود[۱۵۴]، خودانگاره[۱۵۵]، خود به عنوان حریفی عاقل[۱۵۶]، و تلاش شخصی. کودک به وسیله سایق‌ها و بازتاب‌ها کنترل می‌شود و شخصیت ناچیزی دارد. شخصیت پخته و سالم با گسترش خود به سایر افراد و فعالیت‌ها، رابطه‌ صمیمانه با دیگران، امنیت هیجانی، ادراک واقع‌بینانه، گسترش مهارت‌ها، احساس تعهد نسبت به کار و فلسفه متحدکننده‌ی زندگی مشخص می‌شود(شولتز و شولتز، ۱۳۹۱).

آلپورت به دلیل تأکید بر منحصربه‌فرد بودن افراد نیز شهرت یافته‌است. او به منظور شناخت هرچه‌بهتر انسان، بر اهمیت تحقیق فردنگر[۱۵۷] یا مطالعه عمقی افراد نیز شهرت یافته‌است. بخشی از این تحقیق، مستلزم استفاده از اطلاعاتی است که مختص خود فرد است(پروین و جان، ۱۳۸۹).

۲-۳-۱۴- نظریه ریموند کتل

مهمترین عنصر ساختاری نظریه کتل، صفت است که قبلاً به عنوان آمادگی قبلی یا زمینه از آن یاد شد. منظور از صفت این است که رفتار انسان در طول زمان و در موقعیت‌های مختلف دارای الگو و نظم خاصی است. از میان تفاوت‌های بسیاری که در صفات می‌تواند وجود داشته باشد، دو مورد از بقیه مهمتر است. یک تفاوت میان سه صفت توانشی[۱۵۸]، خلقی[۱۵۹]، پویشی[۱۶۰] و دیگری، تفاوت بین دو صفت سطحی[۱۶۱] و عمقی[۱۶۲](پروین و جان، ۱۳۸۹). به عقیده کتل، عوامل یا صفات واحدهای ساختاری بنیادی شخصیت هستند. همگی تا اندازه‌ای از صفات مشترک برخورداریم؛ صفات منحصر به فرد، یک یا چند شخص را توصیف می‌کنند. صفات توانشی تعیین می‌کنند که تا چه اندازه‌ای به نحو شایسته در جهت هدف خود تلاش می‌کنیم. صفات خُلقی سبک هیجانی رفتار را توصیف می‌کنند. صفات پویشی به انگیزش مربوط می‌شوند(شولتز و شولتز، ۱۳۹۱).

نظر دهید »
مقاله های علمی- دانشگاهی – قسمت 33 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 30 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

    1. . مؤسسه‌ آموزشی و پژوهشی امام خمینی&، فلسفه حقوق، پیشین، ص ۲۳۲٫ ↑

    1. . ناظمی، ‌غلامرضا، برابری زن و مرد در اسلام و غرب، پیشین، ص ۳۵٫ ↑

    1. . حکیم پور، محمد، حقوق زن در کشاکش سنت و تجدد، انتشارات نغمه نو اندیش، ص۲۴۷٫ ↑

    1. . مؤسسه‌ آموزشی و پژوهشی امام خمینی&، فلسفه حقوق، پیشین، ص ۲۳۲٫ ↑

    1. . باقری فرد، سعیده، پاسخ به شبهات و مسائل زنان، دفتر نشر معارف، ص ۱۰۴٫ ↑

    1. . فهیمی‌، فاطمه، حقوق مالی زن، پیشین، ص ۷۰٫ ↑

    1. . مؤسسه‌ آموزشی و پژوهشی امام خمینی&، فلسفه حقوق، پیشین، ص ۲۳۳٫ ↑

    1. . فهیمی‌، فاطمه، حقوق مالی زن، پیشین، ص ۷۰٫ ↑

    1. . باقری فرد، سعیده، پاسخ به شبهات و مسائل زنان، پیشین، ص ۱۰۸و۱۰۹٫ ↑

    1. . فهیمی‌، فاطمه، حقوق مالی زن، پیشین، ص ۱۷۲٫ ↑

    1. . مهریزی، مهدی، شخصیت و حقوق زن، پیشین، ص ۳۶۸٫ ↑

    1. . کریمی، حمید، حقوق زن، پیشین، ‌ص ۱۸۲٫ ↑

    1. . مهریزی، مهدی، شخصیت و حقوق زن، پیشین، ص ۳۶۸٫ ↑

    1. . حکیم پور، محمد، حقوق زن در کشاکش سنت و تجدد، پیشین، ص۲۴۷٫ ↑

    1. . بستان، حسین، اسلام و تفاوت‌های جنسیتی درنهاد‌های اجتماعی، پیَشین، ص ۲۸و۲۹٫ ↑

    1. . حق شناس، سید جعفر، حقوق زن و خانواده، انتشارات چاپ و نشر بین الملل، ص۱۹۳٫ ↑

    1. . ناظمی‌، غلامرضا، برابری زن ومرد در اسلام وغرب، پیشین، ص ۳۷و۳۸٫ ↑

    1. . غفاری، محمد علی، آیات النساء، پیشین، ص ۱۷۵٫ ↑

    1. . فهیمی‌، فاطمه، حقوق مالی زن، پیشین، ص ۱۳٫ ↑

    1. . حکیم پور، محمد، حقوق زن در کشاکش سنت و تجدد، پیشین، ص۲۴۴٫ ↑

    1. .مهر پور، حسین، مباحثی از حقوق زن، تهران، اطلاعات، ۱۳۷۹، ص۱۰۹٫ ↑

    1. . زنان فمنیسم ۴، ‌فصل‌نامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان سال هشتم، بهار۱۳۸۵، شماره ۳۱، ص۱۱۰٫ ↑

    1. . ناظمی‌، غلامرضا، برابری زن ومرد در اسلام وغرب، پیشین، ص ۳۶٫ ↑

    1. . زنان فمنیسم ۴، ‌فصل‌نامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان سال هشتم، پیشین، ص ۱۱۸٫ ↑

    1. . ساوجی، مریم، حقوق زن دراسلام و خانواده، انتشارات مجد، ۱۳۷۱، ص ۱۱۵٫ ↑

    1. . ناظمی‌، غلامرضا، برابری زن ومرد در اسلام وغرب، پیشین، ص ۳۶٫ ↑

    1. . حق شناس، سید جعفر، حقوق زن و خانواده، پیشین، ص ۱۹۷٫ ↑

    1. . زنان فمنیسم ۴، ‌فصل‌نامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان سال هشتم، پیشین، ص۱۱۹٫ ↑

    1. . پاک نژاد، رضا، ازدواج مکتب انسان سازی، پیشین، ج ۱، ص ۱۹۴ . ↑

    1. . ناظمی‌، غلامرضا، برابری زن ومرد در اسلام وغرب، پیشین، ص ۳۶٫ ↑

    1. . غفاری، محمد علی، آیات النساء، پیشین، ص ۱۶۵٫ ↑

    1. . زنان فمنیسم ۴، ‌فصل‌نامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان سال هشتم، پیشین، ص۱۲۰٫ ↑

    1. . فهیمی‌، فاطمه، حقوق مالی زن، پیشین، ص ۱۴۷٫ ↑

    1. . گروه مطالعات اسلامی‌دائره المعارف انسان شناسی، فرهنگ اصطلاحات فقهی، ، تهران، انتشارات قم، ۱۳۷۷، ص ۱۷۲٫ ↑

    1. . پاک نژاد، رضا، ازدواج مکتب انسان سازی، پیشین، ص ۱۹۴٫ ↑

    1. . ناظمی‌، غلامرضا، برابری زن ومرد در اسلام وغرب، پیشین، ص ۸۳٫ ↑

    1. . جمعی از نویسندگان، زن وحقوق کیفری، مجموعه مقالات، تهران، انتشارات سلسبیل، ۸۴، ص۲۲۰٫ ↑

    1. . بهرامی‌خوشکار، محمد، شهادت و قضاوت زن در مکاتب فقهی، تهران، انتشارات سرای قلم،۱۳۸۱، ص ۷۲ و۷۴٫ ↑

    1. . جمعی از نویسندگان، زن و حقوق کیفری(مجموعه مقالات)، پیشین، ص ۲۴۷٫ ↑

    1. . زیبایی نژاد، فائزه، خسروی، لیلا، مطالعه تطبیقی حقوق زنان از منظر اسلام و غرب، پیشین، ج ۲، ص۱۱۶٫ ↑

    1. . جهانگیری، محسن، بررسی تمایزهای فقهی زن ومرد، پیشین، ص۲۶۶٫ ↑

    1. . مهر پور، حسین، مباحثی از حقوق زن، پیشین، ص ۳۴۱ـ ۳۵۱٫ ↑

    1. . بستان، حسین، اسلام و تفاوت‌های جنسیتی درنهاد‌های اجتماعی، پیَشین، ص ۲۷۰؛ جهانگیری، محسن، بررسی تمایزهای فقهی زن ومرد، پیشین، ص۱۷۰ تا۱۷۷؛ کریمی، حمید، حقوق زن، پیشین، ‌ص ۷۰٫ ↑

    1. . موسوی طلب، سیده‌هاجر، پایان نامه فتوای حکم زن در اسلام، رشته معارف راهنما احمد بهشتی، مشاور: آیت الله محمد‌هادی معرفت حوزه علمیه قم، ص ۱۲۳٫ ↑

    1. ، کدیور، جمیله، زن، پیشین، ص ۲۲۸٫ ↑

    1. . قربان نیا، ناصر، بازپژوهی حقوق زن، پیشین، ص ۷۷٫ ↑

    1. . مولاوردی، شهین دخت، زن و حقوق انسانی، پیشین، ص ۱۵۰٫ ↑

    1. . مهر پور، حسین، مباحثی از حقوق زن از منظر حقوق داخلی و مبانی فقهی موازین بین‌المللی، پیشین، ص ۲۳٫ ↑

    1. . حجازی، قدیسه، بررسی جرائم زن در ایران، تهران، انتشارات شرکت حقوقی قدسی، ص ۱۴۳٫ ↑

    1. . مولاوردی، شهین دخت، حقوق زنان، حقوق بشر، پیشین، ص ۱۴۲٫ ↑

    1. . قربان نیا، ناصر، بازپژوهی حقوق زن، پیشین، ص ۲۲۸٫ ↑

    1. . و استشهدوا شهیدین من رجالکم فان لم‌یکونا رجلین فرجل و إمرأتان ممن‌ترضون من الشهداء ان تضل احدیهما فتذکر احدیهما الاخری…(بقره/۲۸۲)/ مولاوردی، شهین دخت، حقوق زنان، حقوق بشر، پیشین، ص ۲۷۸٫ ↑

    1. . جهانگیری، محسن، بررسی تمایز‌های فقهی زن و مرد، پیشین، ص ۲۷۸٫ ↑

    1. . مولاوردی، شهین دخت، حقوق زنان، حقوق بشر، پیشین، ص ۱۴۳٫ ↑

    1. . جهانگیری، محسن، بررسی تمایز‌های فقهی زن و مرد، پیشین، ص ۲۷۸٫ ↑

    1. . همان. ↑

    1. . قربان نیا، ناصر، بازپژوهی حقوق زن، پیشین، ص ۲۶۱٫ ↑

    1. . کریمی، حمید، حقوق زن، پیشین، ‌ص ۷۵٫ ↑

    1. . قربان نیا، ناصر، بازپژوهی حقوق زن، پیشین، ص ۲۶۱٫ ↑

    1. . قربان نیا، ناصر، بازپژوهی حقوق زن، پیشین، ص ۲۲۹٫ ↑

    1. . ناظمی‌، غلامرضا، برابری زن ومرد در اسلام وغرب، پیشین، ‌ص ۹۶و۹۷٫ ↑

    1. . بستان، حسین، اسلام و تفاوت‌های جنسیتی درنهاد‌های اجتماعی، پیَشین، ص ۲۰۴ . ↑

    1. . علاسوند، فریبا، زنان و حقوق برابر، پیشین، ص۹۲٫ ↑

    1. . کریمی، حمید، حقوق زن، پیشین، ‌‌ص ۷۲٫ ↑

    1. . علاسوند، فریبا، زنان و حقوق برابر، پیشین، ص۹۲٫ ↑

    1. . کریمی، حمید، حقوق زن، پیشین، ‌‌ص ۷۲٫ ↑

    1. . قربان نیا، ناصر، بازپژوهی حقوق زن، پیشین، ص ۲۵۸٫ ↑

    1. . بستان، حسین، اسلام و تفاوت‌های جنسیتی درنهاد‌های اجتماعی، پیَشین، ص ۲۰۴٫ ↑

    1. . نوری، یحیی، زن و مرد در ابواب فقه اسلامی،تهران، مؤسسه‌ مطبوعاتی فراهانی،۱۳۴۳، ‌ص۹۳٫ ↑

    1. . بستان، حسین، اسلام و تفاوت‌های جنسیتی درنهاد‌های اجتماعی، پیَشین، ص ۲۰۴٫ ↑

    1. . همان، ص ۲۰۵٫ ↑

    1. . علاسوند، فریبا، زنان و حقوق برابر، پیشین، ص۹۵٫ ↑

نظر دهید »
دانلود منابع پایان نامه ها – ۱-۲ بیان مسأله – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 30 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

بی­حوصلگی احساس معمولی (رایج) است که تقریباً هرکس به طور ذهنی آن را می شناسد، اما به رغم شیوع بالا و استفاده از آن در زبان عامیانه، به سختی تعریف می‌شود. محققان روی مؤلفه­ های اصلی یا کافی که حالات و احساس بی­حوصلگی را تعیین می‌کنند توافق ندارند. با این حال میکلاس و وودانویچ (۱۹۹۳) تعریف کاربردی زیرا را ارائه کرده ­اند: بی­حوصلگی حالتی از انگیختگی نسبتاً پایین و عدم رضایت است که به محیطی که از لحاظ میزان تحریک نامناسب است، نسبت داده می شود. حالت انگیختگی نسبتاً پایین مربوط به نظریه­ های انگیختگی و سایق است که بیان می‌کنند افراد برای ماندن در یک سطح بهینه از انگیختگی تلاش ‌می‌کنند (زاکرمن، ۱۹۷۹؛ به نقل از یوریچ، ۲۰۰۴). در مواردی که انگیختگی پایین وابسته به بی­حوصلگی است افراد به دنبال یک محیط تحریک کننده­تر جهت بالا بردن سطح انگیختگی خود اقدام ‌می‌کنند (جستجوی­تازگی ، تغییر، موقعیت های مهیج تر، چالش­برانگیز یا پیچیده).

حالت بی­حوصلگی به شیوه ­های متفاوتی توسط پژوهشگران توصیف شده­است. برای مثال فنیچل[۴] (۱۹۵۱؛ به نقل از گلدبرگ، ۲۰۰۸)، بی­حوصلگی را به عنوان تجربه­ای توصیف می­ کند که نتیجه­ سرکوب یک سایق یا تمایل و کارهایی که فرد می­خواهد انجام دهد، و یا از دست دادن احساس هدفمندی در افراد است. مشابه ‌به این هایدگر [۵](۱۹۹۵) آن را به عنوان ماندن درحالت برزخ می‌داند که در آن فرد هم می­خواهد در دنیا به عنوان یک کل باشد، و درعین حال می­خواهد خودش را با جداشدن از آن بشناسد. این نظریه ­ها تأیید ‌می‌کنند که بی­حوصلگی با یک هدفمندی[۶] مشخص می­ شود که به موجب آن فرد می­خواهد در دنیایی درگیر باشد؛ اما اقداماتی که انجام می­دهد موفقیت کمی به همراه دارد. از طرف دیگر به عنوان یک حالت بی ­تفاوتی یا آنچه که بی­حوصلگی عمیق نامیده می­ شود مفهوم سازی شده است (به نقل از مانسیکا[۷]، ۲۰۰۹).

۱-۲ بیان مسأله

بی­حوصلگی، موضوعی است که در سال‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. هرچند به طورعامیانه (غیررسمی) هرکس می ­تواند بی­حوصلگی را تعریف کند، اما به طور کلی بی­حوصلگی به عنوان یک حالت تنفر یا ناسازگاری با هر نوع تجربه تکراری مثل کار روزانه یا برخورد با افراد کسل کننده و ملال­آور و بی قراری زیاد در شرایطی که رهایی از ثبات (یکنواختی)[۸] امکان پذیر نیست، تعریف می شود (زاکرمن،[۹] ۱۹۷۹؛ به نقل از وات[۱۰] و وودانویچ، ۱۹۹۹). بی­حوصلگی که در طیفی از متوسط تا شدید قرار می‌گیرد، به عنوان یک احساس ملالت،[۱۱] بی معنایی،[۱۲] پوچی،[۱۳] کسل سازی[۱۴] و فقدان تمایل به ارتباط با محیط فعلی توصیف می­ شود. رفتارهایی که اغلب با حالت بی­حوصلگی همراه است شامل: خمیازه کشیدن، نشانه های بی­توجهی، و بی­قراری است (ساندبرگ[۱۵]، لاکتین[۱۶]، فارمر[۱۷] و ساد[۱۸]؛ ۱۹۸۸). شواهد تجربی پیشنهاد می‌کنند که بی­حوصلگی امر شایعی است. بر اساس منابع سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ در همه جا ۰۱۸/۰ تا ۰۵۰/۰ افراد بی­حوصله هستند. آمادگی برای بی­حوصلگی[۱۹] یک خصیصه یا زمینه برای بی­حوصله شدن ، گرایش به تجربه بی حوصلگی در خیلی از موقعیت ها و نداشتن رغبت کافی در زندگی است. رفتارهای وابسته به بی­حوصلگی خصیصه­ای شامل : غیبت کردن، مشکلات ایمنی با کار، کناره­گیری و تمرد و سرکشی در محل کار است (ساندبرگ و همکاران، ۱۹۸۸).

‌در مورد ماهیت و عناصر بی­حوصلگی نظریه­ های متفاوتی وجود دارد. بی­حوصلگی اغلب به عنوان تنفر از تکراری بودن و روزمر­ه­گی توصیف می­ شود و معمولاًزمانی بروز می­ کند که محیط فاقد تحریک مناسب باشد (وات و وودانویچ، ۱۹۹۹). یکی از جنبه­هایی که در ادبیات بی­حوصلگی به آن اشاره شده­، آمادگی برای بی­حوصلگی(بی­حوصلگی خصیصه­ای) و تأکید بر تأثیر تفاوت­های فردی در احتمال بروز آن در موقعیت خاص است (نیل[۲۰]، ۲۰۰۶). علی­رغم آنکه بی­حوصلگی در ابتدا به عنوان یک ساخت تک ­بعدی مفهوم­سازی شده بود، اما اکنون به عنوان یک مفهوم چند بعدی در نظرگرفته می شود (نیل، ۲۰۰۶). وودانویچ و کاس[۲۱] (۱۹۹۰) مدعی ‌شده‌اند که در بی­حوصلگی پنج عامل متمایز وجود دارد: ۱- تحریک بیرونی که به بر انگیختگی و تنوع در محیط اطلاق می­ شود ۲- تحریک درونی که توصیفی از بی­علاقگی و مشکل درحفظ توجه است. ۳- پاسخ مؤثر بازتابی است از پاسخ های هیجانی نامناسب به بی­حوصلگی ۴- ادراک زمان که به تحمل وقت و اینکه زمان به کندی می گذرد اطلاق می شود. همچنین ممکن است مربوط به افرادی باشد که معتقدند اوقات پرنشده[۲۲] (وقت خالی) زیادی دارند ۵- عامل اجبار، احساس بی­قراری و بی­حوصلگی را در یک موقعیت محدود اندازه ‌می‌گیرد.

اما گوردن[۲۳] و همکاران (۱۹۹۷) یک راه ­حل[۲۴]چهار عاملی را مطرح کردند که به ­طور قابل ملاحظه­ای از عوامل وودانویچ و کاس(۱۹۹۰) متفاوت بودند. این چهار عامل عبارت بودند از: نیازهای نامشخص[۲۵] ناتوانی در خودتنظیمی[۲۶]، فقدان خلاقیت[۲۷]، و بی قراری در مهار[۲۸].

وودانویچ (۲۰۰۳) در یک مقاله مروری بیان کرده­است که عموماً بین دو تا پنج عامل با بهره گرفتن از مقیاس آمادگی بی­حوصلگی[۲۹] استخراج می­ شود اما دو عامل که به طور نسبتاً ثابتی در هر تحلیل عاملی تکرار شده­ تحریک بیرونی و تحریک درونی است. این فرض توسط وودانویچ (۲۰۰۵) با بهره گرفتن از تحلیل عاملی تأییدی (دو عامل تحریک بیرونی ‌و تحریک درونی) به گونه معتبری تأیید شد. بررسی نیل (۲۰۰۶) نیز بی­حوصلگی را فقط به عنوان تحریک بیرونی و درونی ارزیابی کرده­ است.

نظر دهید »
دانلود پایان نامه و مقاله – – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 30 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

۶- نکاتی چند در خصوص نظام حل و فصل اختلافات

۱- اجماع : یکی از بزرگترین مشکلاتی که نظام حل اختلاف گات ۱۹۴۷ با آن مواجه بود بحث تصمیم گیری بر مبنای اجماع در این نظام بود که در سه مرحله تشکیل هیات رسیدگی، تصویب گزارش و صدور مجوز تلافی مبنا قرار می گرفت. بعلاوه، ترکیب و حدود اختیارات هیاتهای رسیدگی مشروط به توافق طرفین اختلاف بود. در هر یک از این مراحل تصمیم گیری، طرفین اختلاف این فرصت را داشتند که حرکت به مرحله بعد را مسدود کنند.

این حق وتو باعث می شد که کشورها به کرات با رأی‌ منفی از اجرای گزارش هیات رسیدگی جلوگیری نمایند. در چنین وضعیتی احتمال ناچیزی برای صدور حکم وجود داشت و نقش ساز و کار حل و فصل اختلافات به عنوان ضمانت اجرای حفظ حقوق و تعهدات اعضا، به کلی مختل می گردید.

ماده ۲ تفاهم نامه جدید حاکم بر حل و فصل اختلافات در سازمان جهانی تجارت اگر چه همچنان تصمیمات رکن حل اختلاف را بر مبنای اجماع می‌داند و حتی تعریفی برابر با تعریف اجماع در موافقت نامه تأسيس ارائه می‌دهد، اما مواد ۱۷،۱۶،۶ و ۲۲ روشن می‌سازند که مقصود از این اجماع، اجماع منفی است، ‌به این معنی که روند خودکار رسیدگی به شکایات تنها زمانی متوقف می شود که در خصوص توقف آن اجماع وجود داشته باشد. واضح است که با وجود طرف شاکی، وقوع این امر احتمال ناچیزی خواهد داشت و لذا می توان گفت تصمیم گیری رکن حل اختلاف صرفا به یک تصمیم گیری تشریفاتی تبدیل شده است و نظام حل اختلاف یک روند شبه قضایی خودکار را طی می‌کند.

۲– مسولیت ناشی ازلطمه زدن به منافع دولت دیگربدون بروزنقص: همان‌ طور که گفته شد، از بین رفتن یا لطمه دیدن منافع بدون بروز نقض مقررات، پدیده حقوقی منحصر به فردی استکه تنها در گات یافت می شود. برای درک بهتر این مفهوم، لازم است به مثالی توجه نماییم: به عنوان مثال در نظر بگیریم که یکی از اعضا امتیازات تعرفه ای را با عضو دیگر مورد مذاکره قرار داده و این امتیازات الزام حقوقی برای این کشور ایجاد کرده باشد. حال اگر این عضو بعد از اینکه تعرفه اش را تثبیت کرد، به صنعت داخلی خود در این رابطه یارانه اعطا نماید ولی این یارانه مطابق مقررات سازمان جهانی تجارت منع نشده باشد، در این صورت، صنعت داخلی با کمک این یارانه تولید خود را افزایش می‌دهد و باعث می شود که توان صادراتی کشوری که دارای امتیاز تعرفه ای است نسبت ‌به این کشور ضعیف شود. در این وضعیت، کشور صادر کننده می‌تواند ادعا نماید که منفعتی که ‌به این کشور در خصوص کالای مورد نظر تعلق می گرفت، به دلیل اقدام کشور دیگر ، از بین رفته یا صدمه دیده است. ‌بنابرین‏، عوامل اصلی که باید در دعاوی بدون نقض مشخص شوند عبارتند از : وجود یک صنعت; اقدام بعدی یکی از اعضا که در نتیجه آن اقدام، صنعت از بین برود یا صدمه ببیند; و وجود انتظارات معقول مبنی بر اینکه شرایط رقابتی از بین نخواهد رفت.

در تفاهم نامه حل اختلاف برای شکایات بدون نقض، رویه خاصی وجود دارد. طبق مفاد این تفاهم نامه ‌در مورد این شکایات موارد زیر باید رعایت شود:

الف – بار اثبات دعوی بر عهده خواهان است یا به عبارت دیگر البینه علی المدعی : بر خلاف شکایات همراه نقض که در آن ها نیازی به اثبات ضرر و زیان نیست، در اختلافات بدون نقض از دولت شاکی خواسته می شود که دلایل کافی و مستندات لازم دال بر ورود خسارت ناشی از اقدامات دولت خوانده را رائه کند.

ب- عدم الزام دولت خوانده به توقف مربوطه : در این گونه شکایات بر خلاف شکایات همراه نقض، الزامی به پایان دادن سریع به اقدامات مربوطه نیست و خوانده تا رسیدگی نهایی و صدور نظر پایانی می‌تواند به اقدامات مورد دعوی ادامه دهد، گو اینکه می توان از دولت مذبور درخواست کرد که راه حل مورد قبول دیگری را به اجرا در آورد. بدیهی است در صورت عدم حصول راه حل مناسب، طرف مقابل می‌تواند با رعایت شرایط مذکور در تفاهم نامه، نسبت به غرامت و تعلیق امتیازات یا اقدام تلافی جویانه اقدام کند.

پ-غیر الزامی بودن نظرات داور یا هیات داوران: در شکایات همراه نقض، نظرات داور یا هیات داوری الزام آور است و طرفین باید از آن تبعیت کنند. علاوه بر این، مهلت های خاصی برای ارجاع امر به داوری و اجرای آن نظرات تعیین شده است. بر خلاف آن، در شکایات بدون نقض اولا نظرات داور یا هیات داران الزامی نیست و ثانیاً زمانبندی مذکور در بند فوق لازم الاجرا نیست.

ت- اخذ غرامت به عنوان بخشی از راه حل مسالمت آمیز: علی رغم اینکه شکایات همراه نقض، اخذ غرامت راه حلی موقتی است که در صورت عدم اجرای مراحل رسیدگی از سوی دولت خاطی، به وسیله دولت خواهان و بنا بر شرایط خاص موقتا قابل اجرا خواهد بود، در شکایات بدون نقض، غرامت به عنوان بخشی از راه حل مرضی الطرفین است. ‌در مورد شکایات موقعیتی نیز همین موارد جاری است.

۳- توسل به اقدامات متقابل: نظام حل و فصل اختلافات سازمان جهانی تجارت به منظور ایجاد اطمینان و قابلیت پیش‌بینی در نظام تجاری بین‌المللی ایجاد شده و برای اقدامات شخصی نیست. [۱۸]

۳-۳ مقایسه مزایاو معایب مکانیزم حل و فصل اختلاف در گات و سازمان تجارت جهانی

۳-۳-۱ گات

مزایا

نظام حل و فصل اختلاف سابق با وجود خیلی ایراداتی که بر آن وارد بوده و مرتبا مورد اصلاح واقع می شد از سوی برخی نویسندگان به عنوان یک نظام منحصر بفرد بین‌المللی برای رسیدگی به اختلافات بین دول قلمداد شده است.از دلایل ارائه شده برای منحصر به فرد بودن نظام گات در مقایسه با سایر توافقنامه های بین‌المللی تکیه بر استفاده از تمام روش های دیپلماتیک و حقوقی موجود و نیز تأکید بر استفاده و به کارگیری مقررات خود گات به جای استفاده از سایر مقررات بین‌المللی .از دیگر امتیازات گات تمایز بین (تخلف همراه با نقض) و (تخلف بدون نقض) بنحوی که دول عضو را ملزم می کند نهایت تلاش خود را جهت اجرای مقررات گات به کار گیرند از دیگر امتیازات معمولا و مخصوصا در نظامها و قراردادهای تجاری بین دول در سطوح بین‌المللی نقض مقررات یک توافقنامه زمانی به مراجع حل‌اختلاف ارجاع می شود که متضمن ورود ضرر و زیانی به دولت و دول و جامعه بین‌المللی باشد .به عبارت دیگر مادام که نقض تعهدات بین‌المللی منجر به خسارت نشده مسئولیتی به دنبال نمی آورد. لیکن بر اساس مقررات گات صرف عدم اجرای مقررات گات تخلف محسوب شده و عضو یا اعضای متخلف موظفند اقدامات جدی و عملی را در به کارگیری مقررات آن و اصلاح روش های خود به عمل آورند. در نهایت دو امتیاز دیگر گات اولا هدف عمده و اساسی ماده ۲۳ آن است که به هر وسیله ممکن در اسرع وقت اقدامات خلاف مقررات گات متوقف شود که برای این منظور می توان متوسل به هر گونه داوری قضاوت و یا رجوع به سایر مراجع اداری نمود.ثانیاً :به کارگیری مراجعه و استفاده از مقررات حل و فصل اختلافات در گات بیشتر از سایر مقررات مشابه در زمینه‌های بین‌المللی بوده و این نشانگر کارایی بهتر این نظام می‌باشد .

۳-۳-۲ معایب

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 36
  • 37
  • 38
  • ...
  • 39
  • ...
  • 40
  • 41
  • 42
  • ...
  • 43
  • ...
  • 44
  • 45
  • 46
  • ...
  • 177
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

آموزش روش ها، تکنیک ها - چالش ها - ایده ها

 تکنیک‌های جذب عشق
 راهنمای خرید وسایل ضروری گربه
 تغییرات مغز مردان در عشق
 معرفی نژاد سگ جک راسل تریر
 موفقیت در فروش محصولات دست‌ساز آنلاین
 تکنیک‌های تبلیغات اینترنتی
 نیازهای ویتامینی سگ‌ها
 راه‌اندازی پلتفرم مشاوره آنلاین
 دلایل یکطرفه بودن تلاش در روابط
 رازهای جذابیت دخترانه
 حقوقی خیانت شوهر
 بهینه‌سازی سئو محتوا
 درآمد از تدریس آنلاین مهارت‌های فنی
 روش‌های پنهان درآمد از مشاوره آنلاین
 نجات رابطه عاشقانه از تردیدها
 علل ترس از تعهد در روابط
 دلایل یکطرفه بودن تلاش در عشق
 حقایق تغذیه طوطی برزیلی
 رازهای روابط موفق سنتی و مدرن
 علل و درمان استفراغ در سگ‌ها
 درآمد از فروش فایل‌های آموزشی آنلاین
 درک متقابل در رابطه عاطفی
 راهکارهای ازدواج موفق
 افزایش بک‌لینک سایت
 پاسخ به سوالات رایج درباره گربه‌ها
 راهنمای بارداری سگ‌ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان